داستان کوتاه سرباز معلول

داستان کوتاه سرباز معلول

داستان درباره سربازی است که پس از جنگ ویتنام می خواست به خانه خود بازگردد.
سرباز قبل از این که به خانه برسد، از نیویورک با پدر و مادرش تماس گرفت و گفت:« پدر و مادر عزیزم، جنگ تمام شده و من می خواهم به خانه بازگردم، ولی خواهشی از شما دارم. رفیقی دارم که می خواهم او را با خود به خانه بیاورم.»

پدر و مادر او در پاسخ گفتند:« ما با کمال میل مشتاقیم که او را ببینیم.»

خرید صابون کوسه نرم آر پی,فروش صابون کوسه نرم آر پی,فروشگاه صابون کوسه نرم آر پی,قیمت صابون کوسه نرم آر پی,سفارش صابون کوسه نرم آر پی,سفارش پستی صابون کوسه نرم آر پی,سفارش اینترنتی صابون کوسه نرم آر پی,خرید اینترنتی صابون کوسه نرم آر پی م آر پی اصل, صابون کوسه نرم آر پی اورجینال,صابون کوسه نرم آر پی ارزان,فروش ویژه صابون کوسه نرم آر پی,پست سفارشی صابون کوسه نرم آر پی,پست پیشتاز صابون کوسه نرم آر پی,اطلاعات درباره صابون کوسه نرم آر پی,اطلاعات در مورد صابون کوسه نرم آر پی خرید کفی ماساژ دهنده مغناطیسی پا به پا,فروش کفی ماساژ دهنده مغناطیسی پا به پا,فروشگاه کفی ماساژ دهنده مغناطیسی پا به پا,قیمت کفی ماساژ دهنده مغناطیسی پا به پا,سفارش کفی ماساژ دهنده مغناطیسی پا به پا,سفارش پستی کفی ماساژ دهنده مغناطیسی پا به پا,سفارش اینترنتی کفی ماساژ دهنده مغناطیسی پا به پا,خرید اینترنتی کفی ماساژ دهنده مغناطیسی پا به پا,خرید پستی کفی ماساژ دهنده مغناطیسی پا به پا,خرید ارزان کفی ماساژ دهنده مغناطیسی پا به پا,خرید آنلاین کفی ماساژ دهنده مغناطیسی پا به پا,خرید درب منزل کفی ماساژ دهنده مغناطیسی پا به پا,خرید نقدی کفی ماساژ دهنده مغناطیسی پا به پا,راهنمای خرید کفی ماساژ دهنده مغناطیسی پا به پا,کفی ماساژ دهنده مغناطیسی پا به پا اصل, کفی ماساژ دهنده مغناطیسی پا به پا اورجینال,کفی ماساژ دهنده مغناطیسی پا به پا ارزان,فروش ویژه کفی ماساژ دهنده مغناطیسی پا به پا,پست سفارشی کفی ماساژ دهنده مغناطیسی پا به پا,پست پیشتاز کفی ماساژ دهنده مغناطیسی پا به پا,اطلاعات درباره کفی ماساژ دهنده مغناطیسی پا به پا,اطلاعات در مورد کفی ماساژ دهنده مغناطیسی پا به پا,مشخصات کفی ماساژ دهنده مغناطیسی پا به پا,عکس های کفی ماساژ دهنده مغناطیسی پا به پا, تصاویر کفی ماساژ دهنده مغناطیسی پا به پا,خریداری کفی ماساژ دهنده مغناطیسی پا به پا

پسر ادامه داد:« ولی موضوعی است که باید در مورد او بدانید، او در جنگ به شدت آسیب دیده و در اثر برخورد با مین یک دست و یک پای خود را از دست داده است و جایی برای رفتن ندارد و من می خواهم که اجازه دهید او با ما زندگی کند.»

پدرش گفت:« پسر عزیزم، متأسفیم که این مشکل برای دوست تو بوجود آمده است. ما کمک می کنیم تا او جایی برای زندگی در شهر پیدا کند.»

پسر گفت:« نه، من می خواهم که او در منزل ما زندگی کند.»

آنها در جواب گفتند:« نه، فردی با این شرایط موجب دردسر ما خواهد بود. ما فقط مسئول زندگی خودمان هستیم و اجازه نمی دهیم او آرامش زندگی ما را برهم بزند. بهتر است به خانه بازگردی و او را فراموش کنی.»

در این هنگام پسر با ناراحتی تلفن را قطع کرد و پدر و مادر او دیگر چیزی نشنیدند.

چند روز بعد پلیس نیویورک به خانواده پسر اطلاع داد که فرزندشان در سانحه سقوط از یک ساختمان بلند جان باخته و آنها مشکوک به خودکشی هستند.
پدر و مادر آشفته و سراسیمه به طرف نیویورک پرواز کردند و برای شناسایی جسد پسرشان به پزشکی قانونی مراجعه کردند. با دیدن جسد، قلب پدر و مادر از حرکت ایستاد. پسر آنها یک دست و پا داشت!

داستان کوتاه سرباز معلول

Advertisements
This entry was posted in فروشگاه اینترنتی and tagged , . Bookmark the permalink.