Tag Archives: ساعت الیزابت

داستان کوتاه نسل مان ور می افتد

داستان کوتاه نسل مان ور می افتد زن ملا مشغول پر کندن چند مرغ بود. گربه ای آمد و یکی از مرغ ها را قاپید و فرار کرد. زن فریاد زد: ملا، گربه مرغ را برد. ملا از توی یکی … Continue reading

Posted in فروشگاه اینترنتی | Tagged

داستان کوتاه سرباز معلول

داستان کوتاه سرباز معلول داستان درباره سربازی است که پس از جنگ ویتنام می خواست به خانه خود بازگردد. سرباز قبل از این که به خانه برسد، از نیویورک با پدر و مادرش تماس گرفت و گفت:« پدر و مادر … Continue reading

Posted in فروشگاه اینترنتی | Tagged ,

هدیه

هدیه اولین سال تدریس در یکی از روستا ها تدریس می کردم . اواسط اردیبهشت بود .موقع تدریس صدای شکستن شیئی در کلاس توجه مرا به خود جلب کرد. از گریه های ابوالفضل فهمیدم گلدانی را که با خود به … Continue reading

Posted in فروشگاه اینترنتی | Tagged ,

مدیران موفق!

مدیران موفق! روزی مدیر یکی از شرکتهای بزرگ در حالیکه به سمت دفتر کارش می رفت چشمش به جوانی افتاد که در کنار دیوار ایستاده بود و به اطراف خود نگاه میکرد. جلو رفت و از او پرسید: «شما ماهانه … Continue reading

Posted in فروشگاه اینترنتی | Tagged ,

دکتر مصدق

دکتر مصدق می گویند زمانی که قرار بود دادگاه لاهه برای رسیدگی به دعاوی انگلیس در ماجرای ملی شدن صنعت نفت تشکیل شود، دکتر مصدق با هیات همراه زودتر از موقع به محل رفت. در حالی که پیشاپیش جای نشستن … Continue reading

Posted in فروشگاه اینترنتی | Tagged ,